آه ...
دیشب دلم خیلی گرفت ابر ِ چشـ ـام بارونی شد
از غصه ی دوری ِ تو ... خون جـ ـای اشکام جاری شد
تا صُبح کنـ ـار عکس ِ تو به یاد خاطراتمون ...
نشستم و آه کشیدم واسه روزای رفته مون ...
از غصه ی دوری ِ تو ... خون جـ ـای اشکام جاری شد
تا صُبح کنـ ـار عکس ِ تو به یاد خاطراتمون ...
نشستم و آه کشیدم واسه روزای رفته مون ...
+ |

