تو خیـ ـال کردی تا
قصه ی جدایـــــــ ــــی و اشک رو گونه
چی کشیده این دلــم ؟ کی می دونه؟
کـ ـــی مــی دونه؟
دل به کی دادی ؟ اون دیگه تو رو نمی خواد...
یاد کی افتادی ؟ اون تو رو برده ز یاد
فکــر کن منـــ ـــو نــداری
بایــد تنهـــ ـــــا بـمــونـی
فکر کن دیگـ ـه مـن رفتم
بایــد تنهـــ ـــا بخــــونـی
یه روز دلـــ ــم گرفتــش
که وقـت رفتنــــــ ـم بود
رفتن واسـه همیشـ ــه
دل کندن خیلی سخت بود
من پـ ـُ ـر از حـــرف ِ سکوتـم
خالـ ـی ام رو بـه سقــوطـم
انگــار پای ثانیـ ـه ها لنگ می شود
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود
انگار خواب بودم عشـ ـق تو رو درک نکـ ـردم
من مغـ ـرور شدم هیــچ وقت سعی نکـ ـردم
تو رو بفهمـ ــم ، حالـ ـا دیگه فایـ ـده نـ ـَـداره
شدم پاییـ ـزی که تو حسـ ـ ـرت ِ مرگ بهـاره
اون که یه روزی اومد و توی دلـ ـم خـاطـ ـره شد
بهـش بگیـد با رفتنش کـار دلـ ـم یکسـ ـره شـد

